وبلاگ من

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

معلم

17 اردیبهشت 1399 توسط هاجر افشاري

در سوگ معلمش چنان مى گريست كه براي عزيزترين خويشانش آنقدر متأثر نشده بود.گذاشتم زمانى بگذرد تا آرام شود بعد از او واقعيت موضوع را جويا بشوم.حالش كه بهتر شد،سوالم را پرسيدم .گفت:او معلم روحى و مربى معنوي من بود، تا ابد مديون او هستم.گفتم:معلمان روحى كم نيستند اين معلم چه ويژگى داشت كه اين چنين در سوگش متأثر شدى؟گفت:او چيز ديگرى بود؛ همه زندگى مرا سرشار نور كرد.گفتم بگو با تو چه كرد؟ گفت: او مرا با قطب عالم امكان آشنا نمود؛دل مرا با او پيوند داد؛الطافش را نماياند؛معارفش را شناساند؛از آن جهل و عدم معرفت و بى خبرى رهانيد.گونه ديگرى شدم ؛امام براي من هويت زنده و حاضر و ناظر شد و ملجأ و مرجع و پناه و كشتى نجات…
گفتم :حال فهميدم چرا آن همه متأثر بودى؛ درسوگ چنين معلمى،بايد هم مى گريستى؛گفت: كاش چنين معلمانى سر راه همه جوانان ما باشند تا دل و روح و جان آنها به جاي پيوند با زخارف دنيوى با امام مهربان پيوند گيرد.گفتم :با يكى از نكات و افاضاتش ،كام ما را هم شيرين كن ! گفت:بسيار مي فرمود: امام خيلى آقامنش و با كرامت است. محال است تو برايش خدمتى انجام دهى او به چندين برابر در حق تو نيكى نكند و گره از كارت نگشايد، تو رسم نوكرى بجاى آر،او رسم  آقائى ،خوب داند! نوكر ،غم آب و نان و خانه و لباس و همسر ندارد،چون آقايش به فكر او و پشتيبان اوست و احتياجات او را برايش فراهم مى كند؛ كافى است خدمتگزار اهدافش باشي تا ببينى چقدرمهربان و با صفاست! او چنان كريم و غيرت مدار و دوست نواز است كه نمونه اي برايش متصور نيست…
گفتم بيشتر بگو.گفت: هميشه تذكر مي داد:او پدر شماست؛با او حرف بزنيد و هر حاجتى داريد خجالت نكشيد، مستقيماً از او بخواهيد.برايش و در راهش خرج كنيد؛كتاب هاىى مثل نجم ثاقب حاجى نورى و كشف المحجه سيد بن طاووس را بخوانيد تا بيشتر با او و فضائلش و وظايف عصر غيبت آشنا شويد؛به علائم ظهور نپردازيد همه آنها بدائى است حتى علائم حتميش و خدا ممكن است بدا فرموده يك شبه امر ظهور را اصلاح نمايد؛ به نيابت از او عبادات مستحبى را انجام دهيد؛بخصوص زيارت به نيابت از او برويد،اين مزه عجيبى دارد كه لذتش وصف شدنى نيست؛دوستان او را زياد كنيد؛مرزبان باشيد و از امامت و مهدويت در مقابل منكران و مخالفان دفاع علمي كنيد…
گفتم: خود او در برابر معلمانش چه حالتى داشت؟گفت روزي نبود كه از آنان ياد نكند و برايشان قرآن و نماز نخواند،مي گفت هرچه دارم از آنهاست و عنايت مولا. دانش وسيع خود را نمى از يم علوم وهبي آنها مى دانست بويژه با تجليل و احترام فوق العاده از همان استادي ياد مى كرد كه او را با ساحت قدس مهدوى و معارفش پيوند داده بود.مى گفت:در غيبت امام،باب علم مسدود نيست اگر به خود حضرت مراجعه حقيقى كنى به تو خواهند داد.هر وقت مستأصل و مضطر شديد او را با نداى يا فارس الحجاز ادركنى صدا كنيد و المستغاث بك يا صاحب الزمان بگوئيد؛ براي محفوظ ماندن از اضلالات شيطان خودتان را با توسل به امام متصل كنيد،شيطان غلط مي كند به كسي كه در پناه امام است ضرري برساند؛آب و نان از دهانتان مى افتد ،دعا براي تعجيل فرجش از زبانتان قطع نشود…تو مي گوئى براي فقدان چنين معلمى متأثر نباشم و به سووشون ننشينم؟!

مطلب قبلی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

اردیبهشت 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

وبلاگ من

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس